تبلیغات
همه چییز
همه چییز
همه چیز از همه جا برای همه کس در اینجاست
گاهی نه گریه آرامت میکند و نه خنده نه فریاد آرامت میکند نه سکوت .
آنجاست که با چشمانی خیس ‌روبه آسمان میکنی و میگویی من فقط تو را دارم .


از خدا پرسید : خوشبختی را کجا میتوان یافت ؟ خدا گفت : آن را در خواسته هایت جست و جو کن و از من بخواه تا به تو بدهم . با خود فکر کرد اگر خانه ای بزرگ داشتم بی گمان خوشبخت بودم ٬  خداوند به او داد .
اگر پول فراوان داشتم خوش بخت ترین مردم بودم ٬ خداوند به او داد  .
اگر ... اگر... و اگر ...
اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود ! از خدا پرسید : حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم ؟
 خداوند گفت : باز هم بخواه . گفت چه بخواهم ؟ هر آنچه را هست دارم !
گفت : بخواه که دوست بداری ٬ بخواه که دیگران را کمک کنی ٬ بخواه که هر چه داری با مردم قسمت کنی و او دوست داشت و کمک کرد و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لب ها مینشیند و نگاه های سرشار از سپاس براو لذت می بخشد رو به آسمان کرد و گفت : خدایا خوشبختی اینجاست در نگاه و لبخند دیگران



طبقه بندی: داستانی، مذهبی،
برچسب ها: خدا، تنهایی، خلوت با خدا،
ارسال در تاریخ جمعه 11 مهر 1393 توسط ali mosaffa