تبلیغات
همه چییز
همه چییز
همه چیز از همه جا برای همه کس در اینجاست
منصور ستاری
شام سربازی
راوی : تیمسار علی غلامی
استخر سرپوشیده نیروی هوایی در حال ساخت بود و کار تا دیروقت ادامه داشت . غروب بود که تیمسار ستاری به محل آمدند . غذایی که برای سربازان آورده بودند سرد شده بود و مقداری گرد و خاک نیز روی آن نشسته بود . ایشان بسیار ناراحت شدند ٬ ولی به روی خودشان نیاوردند ٬ به سرباز ها گفتند کار را تعطیل کنید میخواهیم شام بخوریم .
همه آمدند و دور دیگ نشستند . تیمسار مقداری غذا برای خودشان برداشتند و به سرباز ها گفتند :
بیایید خودتان بردارید !
پرسنل مهندسی که در آن جا حضور داشتند مرتب بالا و پایین رفتند و می گفتند :
- قربان اجازه بدهید غذا را عوض کنیم .
تیمسار قبول نکردند و همان غذا را در کنار سربازان خوردند .
با مدیریت خوب تیمسار و این که ممکن بود ایشان هر شب تشریف بیاورند ٬ مسئولین همیشه غذای سربازان را گرم می دادند .




طبقه بندی: شهدا و شهادت،
برچسب ها: داستانی از زندگی شهید منصور ستاری، شام سربازی، منصور ٬ ستاری ٬ منصور ستاری ٬ شهید ستاری ٬ خلبان ستاری ٬ شهید منصور ستاری ٬ خلبان منصور ستاری ٬ شهید خلبان منصور ستاری، پاکباز عرصه عشق، نشر ٬ انتشارات ٬ نشر اجا ٬ انتشارات اجا،
ارسال در تاریخ جمعه 31 مرداد 1393 توسط ali mosaffa