تبلیغات
همه چییز
همه چییز
همه چیز از همه جا برای همه کس در اینجاست
منصور ستاری
با شاخه های گل آمد !
راوی: تیمسار غلامرضا آقا خانی
روز شانزدهم آذر سال ۱۳۷۳ ٬ روز ناگواری برای نیروی هوایی بود . در این روز یکی از دیگهای سیستم شوفاژ دانشگاه هوایی منفجر شد و بر اثر آن تعدادی از دانشجویان این دانشگاه کشته و زخمی شدند .
ما بلافاصله ٬ مصدومین را به بیمارستان نیروی هوایی انتقال دادیم . تیمسار ستاری زمانی که در جریان قرار گرفتند ٬ بی درنگ خودشان را به بیمارستان رساندند و مثل پدری که فرزندان خودش مصدوم شده باشند ٬ بابای تک تک بچه ها میرفتند . گونه هایشان را غرق در بوسه می کردند و خاک و خون را از سر و روی آنها پاک میکردند .
شهید ستاری تا ساعت ۱۱ شب در بیمارستان بودند . با توجه به سابقه بیماری وی ٬ بنده و چند تن از دکتر ها که در آن جا حضور داشتند با اصرار زیاد از ایشان خواستیم که به خانه بروند و استراحت کنند ٬ قول دادیم که تا صبح بالای سر مجروحین بمانیم و از آن ها مراقبت کنیم .
بالاخره ٬ با اصرار ما ٬ ساعت یازده شب بیمارستان را ترک کردند و به منزل رفتند . اما هنوز دو ساعت نگذشته بود که با شاخه های گل برگشتند و تا صبح بالای سر مجروحین بیدار ماندند .
برگرفته از کتاب « پاکباز عرصه عشق » انتشارات « اجا»



طبقه بندی: شهدا و شهادت،
برچسب ها: منصور ٬ ستاری ٬ منصور ستاری ٬ شهید ستاری ٬ خلبان ستاری ٬ شهید منصور ستاری ٬ خلبان منصور ستاری ٬ شهید خلبان منصور ستاری، با شاخه های گل آمد، داستانی از زندگی شهید منصور ستاری، پاکباز عرصه عشق، نشر ٬ انتشارات ٬ نشر اجا ٬ انتشارات اجا،
دنبالک ها: انتشارات اجا،
ارسال در تاریخ دوشنبه 27 مرداد 1393 توسط ali mosaffa