تبلیغات
همه چییز
همه چییز
همه چیز از همه جا برای همه کس در اینجاست
بسم رب الشهدا و الصدیقین
نمیدونم نامه ام رو چطوری شروع کنم، نمیدونم اصلا چرا این نامه ها رو مینویسم ، ولی دلتنگم دلتنگ شما و اون روز ها و آرزوی تکرار شدن با هم بودن ها و حسرت ندونستن قدر لحظه لحظه های اون دوران . حالا هم هر روز با یک بهانه به یاد شما می افتم و دلتنگ تر از قبل منتظر دیدن شما می مونم . ولی نمیدانم با چه بهانه ای سعی کنم از دیگران حال شما رو بپرسم ، ولی با ترس از این که نکنه خیال بدی نسبت به من داشته باشن .حالا هم طبق آخرین اخبار میدونم شما در شهر خودتون به سر میبرید .
هنوز هم با یاد آاون روز ها با خیال مکالمه ی دو طرفه هایمان با شما روزگار میگذرانم برخی شب ها با آرزوی دیدن شما در خواب می خوابم و گاهی هم شما را در خواب میبینم اما هر سری انگار از دست من ناراحت هستید و روز به روز رفتارتون با من سرد تر میشه ، نمیدونم جرا .
 ای کاش میشد اون روز ها برگرده و همدیگر رو ببینیم و بتونیم مثل گذشته با هم حرف بزنیم .حالا که نمیتونم شما رو ببینم و حرف های دلم رو به شما بگم ، به امید آینده دارم زندگی میکنم که شاید بتونم شما رو ببینم و حرفم رو به شما بگم . هنوز هم راه ارامشم گوش کردن به آهنگ های مختلفه .
حرف برای گفتن زیاد دارم اما نمیدونم چطوری بگم ، کروم رو بگم ، کدوم رو نگم ، ولی با آرزوی این که بتونم  تمام این حرف ها رو به شما بگم روزگار خودم رو میگذرانم و به زندگی ادامه میدم نمیدونم چرا احساس میکنم این زندگی رنگ و بوی خوبی نداره . انگار میخواد من رو از اصل زندگی دور کنه و حالا هم میخواهم اصل زندگی رو دریابم.
 و کی میشود که بیایی، خاطره ها کفاف تنهایی هایم را نمیدهند بیا ، بیا که دیگر یاکریم ها از پشت پنجره برایم یا ارحم الراحمین نگویند ،بیا که این دل کمتر زخم روی تن خود ببیند بیا و جانم باش  ، بیا و عشقم باش ، بیا و روشن باش  در سپیده ی جان ، بیا که داعش حرف ها به تهران قلبم حمله نکنند . بیا که گل سرخ عشقم را بدم به تو ، بیا و طلوع کن در صبح شهرم ، بیا که غم ها نتوانند کمرم رو خم کنند،  بیا ...بیا ...

1396/4/9



طبقه بندی: عاشقانه،
برچسب ها: عشق، عاشق، عاشقانه، نامه،
ارسال در تاریخ دوشنبه 16 مرداد 1396 توسط ali mosaffa